کیفیت تشخیص پاتولوژی به کیفیت «نمونه» وابسته است؛ یعنی اگر نمونه از همان ابتدا درست برداشت، درست تثبیت، درست برچسبگذاری، درست پردازش و درست برش و رنگآمیزی نشود، حتی بهترین پاتولوژیست هم با محدودیت جدی مواجه خواهد شد. در این مقاله پاتولوژی شاپ به رایجترین اشتباهات در آمادهسازی نمونههای پاتولوژی میپردازیم و سعی میکنیم توضیح دهیم چگونه «تجهیزات استاندارد» بهعنوان یک ابزار مدیریتی و فنی، نرخ خطا را کاهش داده و کیفیت، ایمنی و قابلیت ردیابی نمونه را بالا میبرد. با ما همراه باشید.
خطاهای مرحله پیشتحلیلی: از بیمار تا ورود نمونه به آزمایشگاه
مرحله پیشتحلیلی (Pre-analytical) بیشترین سهم خطا را در چرخه آزمایشگاهی دارد چون عوامل انسانی، فشردگی کار، عجله در اتاق عمل و ضعف در زنجیره تحویل، همگی در این نقطه اثرگذارند.
-
برچسبگذاری نادرست یا ناقص
رایجترین و پرخطرترین خطا، عدم تطابق هویت بیمار با نمونه است. برچسبهای دستنویس ناخوانا، جابجایی ظروف نمونه، شباهت اسمی بیماران یا الصاق برچسب روی درپوش بهجای بدنه ظرف، همگی میتوانند به خطای فاجعهبار منجر شوند.
نقش تجهیزات استاندارد: استفاده از سیستم بارکد و پرینتر برچسب مقاوم در برابر رطوبت و فرمالین، اسکنر بارکد در نقاط تحویل (اتاق عمل، پذیرش پاتولوژی، بخش Grossing) و نرمافزار LIS باعث ایجاد «ردیابی انتها به انتها» میشود. این یعنی هر نمونه در هر مرحله قابل رهگیری است و احتمال جابجایی بهطور معنیدار کم میشود.
-
ظرف نامناسب و نشت نمونه
انتخاب ظرف کوچک، درپوش غیرایمن یا ظرف نامقاوم به مواد شیمیایی موجب نشت فرمالین، خشکشدن نمونه یا آلودگی محیط و حتی خطرات ایمنی برای کارکنان میشود.
نقش تجهیزات استاندارد: ظروف نمونه استاندارد با درپوش آببند، حجم مناسب و بدنه مقاوم، همراه با سینیهای حمل ایمن و کیتهای بستهبندی زیستی هم محافظت ایمنی ایجاد میکند و هم کیفیت نمونه را حفظ میکند.
-
تأخیر در تثبیت (Fixation Delay)
یکی از خطاهای بسیار رایج، فاصله زمانی زیاد بین برداشت نمونه و قرار دادن آن در فیکساتیو است. این تأخیر باعث اتولیز، تخریب آنتیژنها و کاهش کیفیت رنگآمیزیهای تخصصی (بهویژه IHC) میشود.
نقش تجهیزات استاندارد: وجود ظروف آماده با فیکساتیو استاندارد در محل برداشت، کانتینرهای حمل اختصاصی، دستورالعملهای زمانسنجی و ثبت زمان برداشت تا زمان فیکس باعث کنترل این ریسک میشود.
-
نسبت نادرست فیکساتیو به حجم نمونه
اصل ساده است: حجم فیکساتیو باید چندین برابر حجم بافت باشد. کم بودن فرمالین در ظرف یا گذاشتن نمونه بزرگ در ظرف کوچک باعث فیکس ناکامل و آرتیفکتهای بافتی میشود.
نقش تجهیزات استاندارد: ظروف مدرج، استفاده از فرمالین با غلظت استاندارد (معمولاً ۱۰٪ بافره)، و چکلیست پذیرش نمونه در آزمایشگاه، خطا را کاهش میدهد.
خطاهای مرحله Grossing (برش ماکروسکوپی و نمونهبرداری)
Grossing مرحلهای است که سرنوشت تشخیص را شکل میدهد. اشتباه در این مرحله میتواند باعث از دست رفتن ضایعه، نمونهبرداری ناکافی یا حتی برداشت اشتباه نواحی حاشیهای (Margin) شود.
-
نمونهبرداری ناکافی یا غیرنماینده
گاهی بافت توموری کوچک یا پراکنده است و اگر Grossing دقیق نباشد، بلوکها نماینده ضایعه نخواهند بود. نتیجه: گزارش غیرقطعی، نیاز به نمونهگیری مجدد یا خطای تشخیصی.
نقش تجهیزات استاندارد: میز Grossing استاندارد با نور کافی، سیستم مکش و فیلتراسیون مناسب، ابزار برش تیز و باکیفیت، قالبگذاری صحیح و دوربین/سیستم ثبت تصویر ماکروسکوپی باعث افزایش دقت میشود. همچنین وجود دستورالعملهای نمونهبرداری مبتنی بر نوع ارگان و ضایعه، خطا را سیستماتیک کاهش میدهد.
-
آلودگی متقاطع (Cross-Contamination)
انتقال سلولها یا قطعات بافتی از یک نمونه به نمونه دیگر میتواند اسلاید را آلوده کند و پیامد تشخیصی جدی داشته باشد، بهخصوص در موارد بدخیمی. منبع آلودگی معمولاً تیغ، پنس، تخته برش یا سطوح تمیزنشده است.
نقش تجهیزات استاندارد: استفاده از تیغهای یکبارمصرف یا تعویض منظم، مواد ضدعفونی و پروتکل تمیزکاری بین نمونهها، سطوح کاری غیرمتخلخل و قابل شستوشو و طراحی ارگونومیک میز Grossing با تفکیک ناحیه تمیز و آلوده، به کاهش آلودگی کمک میکند.
-
ثبت ناقص اطلاعات ماکروسکوپی
شرح ماکروسکوپی ناقص، اندازهگیری اشتباه یا ذکر نکردن جهتگیری نمونه (Orientation) در نمونههای جراحی میتواند در تفسیر Margin و Stage نقش مخرب داشته باشد.
نقش تجهیزات استاندارد: ابزار اندازهگیری دقیق، دوربین ثبت تصویر، فرمهای استاندارد Grossing و استفاده از جوهرهای استاندارد برای رنگآمیزی حاشیهها (Margin inks) دقت را بالا میبرد.
خطاهای پردازش بافت (Tissue Processing)
پردازش بافت (آبگیری، شفافسازی، پارافینگیری) اگر از کنترل خارج شود، بافت شکننده، خردشونده یا غیرقابل برش تولید میکند.
-
زمانبندی و برنامه پردازش نامتناسب با نوع بافت
بافتهای چرب، فیبروتیک یا بسیار کوچک نیاز به برنامههای متفاوت دارند. استفاده از برنامه یکسان برای همه نمونهها میتواند باعث پردازش ناکامل یا بیشپردازش شود.
نقش تجهیزات استاندارد: دستگاههای Tissue Processor استاندارد با برنامههای قابل تنظیم، قابلیت ثبت لاگ، کنترل دما و خلأ و سرویس دورهای، کیفیت تکرارپذیر ایجاد میکنند.
-
آلودگی یا فرسودگی معرفها
الکلهای کهنه، زایلن آلوده یا پارافین با ناخالصی باعث آرتیفکت و کاهش کیفیت رنگآمیزی میشود.
نقش تجهیزات استاندارد: سیستم مدیریت معرفها، زمانبندی تعویض، ظروف استاندارد نگهداری و چکلیست کنترل کیفیت روزانه/هفتگی خطا را کاهش میدهد.
خطاهای قالبگیری و برش (Embedding & Microtomy)
در این مرحله، خروجی ملموس آزمایشگاه یعنی بلوک و برشهای میکروسکوپی تولید میشود.
-
جهتدهی غلط بافت در قالب
اگر بافت با سطح برش مناسب رو به پایین قرار نگیرد، برشها غیرنماینده خواهند شد و ممکن است ضایعه دیده نشود.
نقش تجهیزات استاندارد: ایستگاه Embedding استاندارد با کنترل دما، نور مناسب، پنسهای گرمکندار و قالبهای استاندارد، به تکنسین اجازه میدهد با دقت و سرعت صحیح کار کند.
-
تیغه نامناسب یا تنظیمات غلط میکروتوم
تیغه کند یا زاویه نامناسب باعث چروک، پارگی، خطوط (Chatter) و ضخامت غیریکنواخت میشود.
نقش تجهیزات استاندارد: میکروتوم کالیبره، تیغههای باکیفیت، برنامه تعویض تیغه و آموزش اپراتور، کیفیت برش را پایدار میکند.
-
شناورسازی نامناسب در حمام آب (Water Bath)
دمای نامناسب حمام آب باعث کشیدگی بیش از حد یا آرتیفکتهای حرارتی میشود و گاهی موجب جدا شدن قطعات میگردد.
نقش تجهیزات استاندارد: حمام آب با ترموستات دقیق، کنترل دمای پایدار و استفاده از اسلایدهای چسبدار استاندارد، به بهبود چسبندگی و کاهش از دست رفتن برش کمک میکند.
خطاهای رنگآمیزی و آمادهسازی نهایی اسلاید
رنگآمیزی H&E و رنگآمیزیهای تخصصی اگر استاندارد نباشد، کنتراست و جزئیات بافتی از دست میرود و تفسیر دشوار میشود.
-
نوسان کیفیت رنگآمیزی بهعلت زماندهی و معرفهای ناپایدار
اختلاف زمان در هماتوکسیلین یا ائوزین یا کیفیت پایین معرفها باعث کمرنگی/پررنگی یا پسزمینه کثیف میشود.
نقش تجهیزات استاندارد: دستگاههای Auto Stainer، معرفهای استاندارد، برنامه تعویض و فیلتراسیون و کنترل کیفیت با اسلایدهای کنترل، خروجی یکنواخت ایجاد میکند.
-
خطا در Cover Slipping
حباب، چسب نامناسب یا جابجایی کاور باعث کاهش کیفیت مشاهده میکروسکوپی و حتی آسیب به اسلاید در آرشیو میشود.
نقش تجهیزات استاندارد: کاوراسلیپر استاندارد، مدیای مونتینگ باکیفیت و رکهای خشککن مناسب، کیفیت ارائه نهایی را بهبود میدهد.
چرا «تجهیزات استاندارد» فقط ابزار نیست، یک سیستم کاهش خطاست
خطاها معمولاً از «عدم یکنواختی» و «غیرقابل رهگیری بودن» میآیند. تجهیزات استاندارد سه کار مهم انجام میدهند:
- استانداردسازی فرآیند
- کاهش وابستگی به حافظه و تجربه فردی
- ایجاد ردیابی و پاسخگویی
سخن پایانی
آمادهسازی نمونههای پاتولوژی یک زنجیره بههمپیوسته است؛ از لحظه برداشت تا تحویل اسلاید نهایی. خطاهای رایج در برچسبگذاری، حمل، تثبیت، Grossing، پردازش بافت، قالبگیری، برش و رنگآمیزی میتوانند کیفیت تشخیص را کاهش دهند و هزینههای تکرار کار، تأخیر درمان و ریسکهای حقوقی را بالا ببرند. راهحل پایدار، صرفاً تذکر شفاهی یا اتکا به تجربه افراد نیست؛ بلکه طراحی سیستم استاندارد شامل تجهیزات مناسب، دستورالعملهای اجرایی، کنترل کیفیت، آموزش و ردیابی نمونه است.
منابع
https://gccpathology.com/product/grossing-station-gcc-qctptj